تحولات منطقه

گاهی همه‌ چیز از یک سؤال ساده شروع می‌شود؛ نام یک آدم، مسیر خانه‌ ای قدیمی یا خاطره‌ ای که سال‌ها در ذهن مانده، اما ناگهان پیدا نمی‌شود. بعد، فراموشی آرام‌آرام از یک اتفاق معمولی به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود.

سونامی آلزایمر در راه است /  سالمندی سریع، بار بیماری را سنگین می‌کند
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

گاهی همه‌ چیز از یک سؤال ساده شروع می‌شود؛ نام یک آدم، مسیر خانه‌ ای قدیمی یا خاطره‌ ای که سال‌ها در ذهن مانده، اما ناگهان پیدا نمی‌شود. بعد، فراموشی آرام‌آرام از یک اتفاق معمولی به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود؛ خانواده ‌ای که مجبور است بیشتر مراقب پدر یا مادرش باشد، فرزندی که برای چندمین بار یک جمله را تکرار می‌کند و سالمندی که روزبه‌ روز بخشی از استقلال خود را از دست می‌دهد. پشت این تصویر آشنا، بیماری‌ای قرار دارد که قرار است در دهه‌های آینده برای ایران نه فقط یک مسئله پزشکی، بلکه یک بحران اجتماعی و خانوادگی باشد: دمانس و به‌ ویژه آلزایمر.

مسئله اصلی ایران فقط تعداد مبتلایان امروز نیست؛ نگرانی بزرگ‌تر، سرعت سالمند شدن جمعیت و افزایش تعداد افرادی است که در سال‌های آینده در معرض بیماری‌های شناختی قرار خواهند گرفت. احمد دلبری، مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور، با اشاره به همین روند می‌گوید شواهد موجود نشان می‌دهد با ادامه سالمندی جمعیت، دمانس و آلزایمر سهم بیشتری از بار بیماری‌های سالمندی کشور را به خود اختصاص خواهند داد.

آمارهای پژوهشی نیز تصویری نگران‌ کننده از آینده ارائه می‌کنند. براساس مطالعه Global Burden of Disease که نتایج آن در Lancet Public Health منتشر شده، تعداد افراد مبتلا به دمانس در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۵۲۴ هزار نفر برآورد شده و پیش‌ بینی شده است این تعداد تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۲.۱۹ میلیون نفر برسد؛ یعنی بیش از چهار برابر؛ در همین بازه، تعداد مبتلایان در جهان نیز از حدود ۵۷ میلیون نفر به حدود ۱۵۳ میلیون نفر خواهد رسید.

اما در کنار این برآورد پژوهشی، ارقام بالاتری نیز از سوی انجمن دمانس و آلزایمر ایران مطرح شده است. معصومه صالحی، مدیرعامل انجمن دمانس و آلزایمر ایران، در شهریور ۱۴۰۵ شمار مبتلایان به آلزایمر در کشور را حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است. این اختلاف عددی را نمی‌توان نادیده گرفت؛ بخشی از آن به تفاوت تعریف «آلزایمر» و «دمانس»، سال برآورد، روش تشخیص و پوشش جمعیت مورد مطالعه بازمی‌گردد؛ بنابراین نمی‌توان این ارقام را مستقیماً جایگزین یکدیگر کرد، اما هر دو بر یک واقعیت مشترک تأکید دارند: بار بیماری‌های شناختی در ایران در حال افزایش است و نظام سلامت باید برای این رشد آماده شود.

سالمندی سریع؛ موتور اصلی افزایش مبتلایان

ایران درحال تجربه یکی از سریع‌ ترین تغییرات جمعیتی خود است. براساس برآوردهای سازمان جهانی بهداشت برای منطقه مدیترانه شرقی، سهم افراد ۶۰ سال و بیشتر در جمعیت ایران از حدود ۱۰.۵ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۲۱.۷ درصد در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. یعنی طی حدود ۲۵ سال، سهم سالمندان تقریباً دو برابر می‌شود.

همین تغییر جمعیتی، اهمیت دمانس را دوچندان می‌کند؛ زیرا افزایش سن مهم‌ ترین عامل خطر شناخته‌ شده برای دمانس است. البته آلزایمر نتیجه «پیر شدن» به معنای ساده نیست و سالمندی الزاماً به معنای ابتلا به دمانس نیست، اما هرچه تعداد افراد در سنین بالاتر بیشتر شود، تعداد افرادی که در معرض بیماری قرار می‌گیرند نیز افزایش خواهد یافت.

احمد دلبری، مدیر مرکز تحقیقات سالمندی کشور، با اشاره به مطالعات انجام‌ شده در ایران، شیوع دمانس در افراد ۶۰ سال و بالاتر را در مطالعه ملی سلامت سالمندان حدود ۸ درصد اعلام کرده است. مطالعه ملی منتشرشده نیز شیوع خام ۷.۹ درصد و شیوع استانداردشده سنی ۸.۱ درصد را گزارش کرده است؛ این رقم در زنان بالاتر از مردان بوده است.

اما یک مطالعه جدیدتر که روی بیش از ۵۶ هزار سالمند ۶۰ تا ۷۵ ساله در استان‌های یزد و قزوین انجام شده، شیوع دمانس را ۱۰.۱ درصد به دست آورده است. در این مطالعه، شیوع در زنان ۱۳.۲ درصد و در مردان ۷ درصد گزارش شده و با افزایش سن نیز بیشتر شده است.

این تفاوت‌ها یک پیام مهم دارد: ایران برای برنامه‌ ریزی آینده، به یک نظام منظم و به‌ روز پایش دمانس نیاز دارد؛ وقتی هنوز اعداد مطالعات مختلف فاصله قابل‌ توجهی با یکدیگر دارند، برآورد دقیق نیاز به پزشک، کلینیک حافظه، مراقب، خدمات توانبخشی و حمایت بیمه‌ای دشوارتر می‌شود.

مسئله فقط سالمندان نیست؛ عوامل خطر از میانسالی آغاز می‌شوند

آلزایمر را نمی‌توان فقط بیماری دوران سالمندی دانست؛ بخش مهمی از مسیر رسیدن به دمانس ممکن است سال‌ها پیش از بروز نخستین علائم شکل گرفته باشد. به همین دلیل، نگاه نظام سلامت به این بیماری باید از سالمندی فراتر برود.

گزارش ۲۰۲۴ کمیسیون Lancet درباره پیشگیری از دمانس، ۱۴ عامل خطر قابل‌ تعدیل را شناسایی کرده است؛ از جمله سطح پایین تحصیلات، کم‌ شنوایی، فشارخون بالا، سیگار، چاقی، افسردگی، کم‌تحرکی، دیابت، مصرف بیش از حد الکل، آسیب مغزی، آلودگی هوا، انزوای اجتماعی، کلسترول LDL بالا و کاهش بینایی درمان‌نشده. این کمیسیون برآورد کرده است که در سطح جمعیت، حدود ۴۵ درصد موارد دمانس با این عوامل مرتبط‌ اند و بالقوه می‌توانند پیشگیری یا به تأخیر انداخته شوند. این عدد البته به معنای آن نیست که می‌توان از ۴۵ درصد موارد در هر فرد مشخص جلوگیری کرد؛ بلکه یک برآورد جمعیتی از ظرفیت پیشگیری است.

احمد دلبری نیز تأکید کرده است که سبک زندگی در خطر ابتلا نقش دارد، اما آلزایمر و دمانس حاصل تعامل عوامل ژنتیکی، زیستی، محیطی و سبک زندگی هستند. از نگاه او، پیشگیری نباید به سال‌های سالمندی محدود شود و کنترل فشارخون، دیابت، چاقی، کم‌ تحرکی، سیگار، افسردگی، انزوای اجتماعی، کم ‌شنوایی، کاهش بینایی، کلسترول بالا و آلودگی هوا باید از سال‌های میانسالی مورد توجه قرار گیرد.

این موضوع برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ کشوری که همزمان با سالمندی جمعیت با چالش‌هایی مانند کم‌ تحرکی، بیماری ‌های غیرواگیر، آلودگی هوا و فشارهای اقتصادی و اجتماعی روبه‌ رو است. به بیان دیگر، بخشی از آینده آلزایمر ایران امروز در سبک زندگی و سیاست‌های پیشگیرانه رقم می‌خورد.

تشخیص دیرهنگام؛ بیماری‌ای که بسیاری پیش از شناسایی پیشرفت می‌کند

یکی از نگران‌ کننده‌ ترین بخش‌های ماجرا، فاصله میان آغاز بیماری و زمان تشخیص است. مطالعه ملی سلامت سالمندان ایران نشان داده بود تنها ۲۱.۲ درصد افرادی که براساس ارزیابی پژوهش دچار دمانس بودند، پیش‌تر تشخیص گرفته بودند.

یعنی در آن مطالعه، بخش بزرگی از مبتلایان اساساً با برچسب بیماری وارد سیستم درمان نشده بودند.

دلبری مهم‌ ترین موانع تشخیص زودهنگام را نسبت دادن اختلال حافظه به «طبیعی بودن سالمندی»، ترس و انگ اجتماعی، مراجعه دیرهنگام خانواده‌ها، پایین بودن آگاهی عمومی، محدودیت زمان و آموزش در مراقبت‌های اولیه و نبود مسیر منسجم برای ارزیابی و پیگیری عنوان می‌کند.

معصومه صالحی، مدیرعامل انجمن دمانس و آلزایمر ایران، نیز در شهریور امسال بر ضرورت تشخیص زودهنگام تأکید کرده و گفته است برنامه‌ های تشخیص زود هنگام با همکاری چند دانشگاه علوم پزشکی در حال پیگیری است؛ او همچنین خواستار ورود برنامه ملی آلزایمر به نظام شبکه بهداشت شده است.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که درمان‌های جدید آلزایمر نیز بیشترین فایده را در مراحل ابتدایی بیماری نشان داده‌اند؛ بنابراین تشخیص دیرهنگام فقط یک مشکل آماری نیست؛ می‌تواند فرصت مداخله و کاهش سرعت پیشرفت بیماری را از بیمار بگیرد.

درمان پیشرفت کرده، اما معجزه‌ای در کار نیست

در سال‌های اخیر خبرهای امیدوارکننده‌ای درباره درمان آلزایمر منتشر شده است. داروهای جدیدی مانند لکانمب و دونانمب که علیه تجمع آمیلوئید طراحی شده‌اند، در بیماران منتخب مبتلا به آلزایمر در مراحل اولیه توانسته‌اند سرعت افت شناختی را کاهش دهند.

احمد دلبری درباره این تحول می‌گوید این داروها در کارآزمایی‌های بالینی، به ‌طور متوسط سرعت پیشرفت بیماری را حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد طی حدود ۱۸ ماه کاهش داده‌اند؛ اما این داروها درمان قطعی نیستند و حافظه از دست‌ رفته را بازنمی‌گردانند.

از سوی دیگر، این داروها برای همه بیماران مناسب نیستند و انتخاب بیمار، تأیید وجود پاتولوژی آمیلوئید و پایش با MRI ضرورت دارد؛ زیرا عوارضی مانند تورم یا خونریزی‌های کوچک مغزی ممکن است رخ دهد.

بنابراین نباید ورود نسل جدید داروها به معنای پایان نگرانی درباره آلزایمر تلقی شود. در کشوری مانند ایران، حتی اگر داروی مؤثر در دسترس باشد، سؤال‌های مهم دیگری باقی می‌ماند: چه کسی به‌ موقع تشخیص داده می‌شود؟ چه کسی امکان انجام آزمایش‌ها و تصویربرداری‌های لازم را دارد؟ دارو چگونه تحت پوشش بیمه قرار می‌گیرد؟ و چه تعداد پزشک و مرکز تخصصی برای پایش بیماران وجود دارد؟

خانواده؛ خط مقدم مراقبت، اما نه بدون هزینه

آلزایمر تنها حافظه بیمار را هدف نمی‌گیرد؛ زندگی خانواده را نیز تغییر می‌دهد. با پیشرفت بیماری، مراقبت از بیمار می‌تواند از همراهی ساده به مراقبت تمام‌ وقت تبدیل شود. همین موضوع در آینده، با کاهش اندازه خانواده‌ها و تغییر ساختار جمعیتی، به یکی از چالش‌های اصلی ایران تبدیل خواهد شد.

معصومه صالحی هشدار داده است که با تغییر ساختار جمعیت، ممکن است خانواده‌ها در آینده مراقب کافی برای سالمندان مبتلا نداشته باشند و بخش بیشتری از بار مراقبت بر دوش دولت قرار گیرد. او همچنین بر آموزش خانواده‌ها تأکید کرده و انجمن آلزایمر برای مراقبان، دوره‌های آموزشی برگزار می‌کند.

احمد دلبری نیز بر این نکته تأکید دارد که رفتارهای بیمار مبتلا به دمانس نباید لجبازی یا بی‌توجهی تلقی شود. به گفته او، بحث کردن با بیمار برای اثبات اشتباه، امتحان کردن مداوم حافظه، سرزنش و بالا بردن صدا می‌تواند اضطراب و رفتارهای چالش‌ برانگیز را بیشتر کند. ارتباط ساده و آرام، دادن زمان برای پاسخ و حفظ استقلال و کرامت بیمار، بخش مهمی از مراقبت است.

در چنین شرایطی، مراقب نیز به مراقبت نیاز دارد. اضطراب، افسردگی، فرسودگی و فشار اقتصادی می‌تواند خانواده را درگیر کند و اگر حمایت اجتماعی و خدمات مراقبت در منزل وجود نداشته باشد، کیفیت مراقبت از بیمار نیز آسیب خواهد دید.

زیرساخت ایران از موج آینده عقب است؟

شاید مهم‌ ترین پرسش این باشد که آیا نظام سلامت ایران برای افزایش چندبرابری بار دمانس آماده است؟ پاسخ فعلی، دست‌ کم براساس شواهد موجود، چندان امیدوارکننده نیست. دلبری می‌گوید توسعه خدمات سالمندی در ایران با سرعت سالمندشدن جمعیت متناسب نیست و کمبود نیروی متخصص، توزیع نامناسب خدمات، کمبود مراکز تخصصی سالمندی و توانبخشی، پوشش محدود بیمه و ضعف مراقبت‌های اولیه از چالش‌های اصلی هستند.

حتی تعداد متخصصان طب سالمندی نیز محدود گزارش شده است؛ موضوعی که وقتی در کنار رشد سریع جمعیت سالمندان قرار می‌گیرد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

درسال‌های اخیر البته اقداماتی نیز آغاز شده است. شورای ملی سالمندان و سازمان بهزیستی با انجمن دمانس و آلزایمر ایران برای اجرای پایلوت برنامه پیشگیری، غربالگری و تشخیص اختلالات عصبی ـ شناختی سالمندان در دو استان تفاهم‌نامه امضا کرده‌اند. این برنامه شامل شناسایی، ارجاع، آموزش نیروی انسانی و ایجاد سامانه ثبت اطلاعات افراد غربال‌شده است.

اما مقیاس مسئله بسیار بزرگ‌تر از طرح‌های محدود است؛کشور ما به شبکه‌ ای از کلینیک‌های حافظه، خدمات توانبخشی شناختی، مراقبت در منزل، مراکز روزانه، مراقبت طولانی‌مدت، حمایت از مراقبان و پوشش بیمه‌ای نیاز دارد.

اگر پیشگیری جدی گرفته نشود، اگر تشخیص همچنان دیر انجام شود و اگر زیرساخت مراقبت متناسب با رشد سالمندی توسعه پیدا نکند، عدد ۲.۱۹ میلیون نفری پیش‌بینی‌شده برای سال ۲۰۵۰ فقط یک عدد در یک مطالعه نخواهد بود؛ پشت هر واحد آن، یک بیمار، یک خانواده و مجموعه‌ای از هزینه‌های درمانی، مراقبتی و اجتماعی قرار دارد.

آلزایمر شاید از امروز آرام و بی‌ صدا به نظر برسد، اما روند جمعیتی ایران به آن صدایی بلندتر خواهد داد. سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا تعداد مبتلایان افزایش پیدا می‌کند یا نه؛ شواهد جمعیتی و اپیدمیولوژیک افزایش بار بیماری را محتمل می‌دانند. سؤال مهم‌تر این است که کشور تا پیش از رسیدن موج اصلی سالمندی، چقدر برای پیشگیری، تشخیص زودهنگام، درمان و مراقبت آماده خواهد شد.

فراموشی، اگرچه از ذهن یک فرد آغاز می‌شود، اما وقتی میلیون‌ها نفر را درگیر کند، دیگر فقط بیماری یک فرد نیست؛ مسئله‌ای برای خانواده، نظام سلامت و آینده اجتماعی کشور است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha